مادرش می نالید و هی نفرین میکرد و می گفت بعد ازاین همه زحمت
تونست دانشگاه قبول شه اونم جای دور و بعد از رفتن به خدمت سربازی
یه کاری این نزدیک نزدیکا براش پیدا شده بود
اما ،،،،، اما امان از دست این سیاست!!!!!!!!!!!
که پسرمو ناخواسته وارد بازی های کثیف خودش کرد .
چون به شخصی که ما میخواستیم رای ندادن.......
اما اون بالایی هرگز فراموشمون نکرد و نمیکنه
خدا را شکر الان جای دورتریه و کارش هم بهتره .
و لی امان ازاین سیاست که نون بری می کنه و وای بر کسانی که
که همه چیزشون به اون وابستست حتی شرفشون!!!!!!!!!